امید نمی میرد

بهار آمد،نبود اما حیاتی
در این ویران سرای محنت آور
بهار آمد،دریغا از نشاطی
که شمع افروزد و بگشایدش در
…و باز هم نوروز ما بوی مرگ می گیرد،مثل هر روز ما.و باز هم به وقت شادی مجبور به غمگساری می شویم.هنگامی که می شنویم امیر حسین حشمت ساران بی هیچ توضیحی روانه ی گورستان می شود و دو روز مانده به نوروز و امید رضا میر صیافی را بگو که … باور اینکه یکی از ما باز هم کم می شود هنوز هم سخت است .او وبلاگ نویس بود.مثل بسیاری از ما و بنا به درج عقایدش در وبلاگ که از سوی آقایان توهین خوانده شده بود به دو سال و نیم زندان محکوم بود.شرایط روحی بدی داشت اما هیچ کس هیچ گاه باور نداشت تنها “مرگ” بتواند آزادی اش را از اوین رقم بزند…
شاید بتوانند عید ما را به عزا تبدیل کنند،شاید بتوانند خنده ی ما را به گریه بدل کنند،شاید بتوانند شادی را مثل امروز تا مدت ها از خانه ی ما دور نگه دارند شاید بتوانند ما را در قفس های تنگ و تاریک دست سازشان زندانی کنند.شاید بتوانند حتی آسمان آبی تمام روزها را خاکستری کنند شاید حتی …اما امید را هرگز نمی توانند در دل های ما بکشند؛چه در یک سلول انفرادی یک متری و چه در جزیره ای نا شناخته.امید هر که و هرچه که باشد برای ما تا ابد زنده خواهد بود و با همین امید است که خواسته یا ناخواسته به استقبال بهار می رویم تا تمامی لحظه ها را سبز نگاه داریم.شاید که ۸۸ آغازی باشد برای از نو،نو شدن.آغازی برای…
“انجام”می گوید:روزی خواهد رسید که همه چیز پایان یابد.پس ای “آغاز” این به خود بالیدن تو بیهوده است!”آغاز” می گوید:دوستم نه!حتی آنجا هم که پایان هست،من دوباره سر بلند می کنم.(تاگور)

و ما هم چنان سفره ی هفت سین می چینیم و نوروز را-نه مثل باستان که به سبک و سیاق خودمان(!)- پاس می داریم…

پی نوشت اول:در این روزها ی بد “شکیبایی” را بدجور کم دارم…چقدر دوست دارم در سالن سینمایی بنشینم و دویدن های مهشید و هامون را تماشا کنم.بعد هامون برای مهشید حرف های قشنگ قشنگ بزند و من قشنگ قشنگ گوش کنم!!
پی نوشت ۲:درست بعد از اولین تیک تاک های ساعت در سال جدید،تلویزیون تپش پیام تبریک نوروزی اوباما را پخش کرد.حس کم سابقه و زیبایی بود.زبان صلح،همیشه زیباست.حتی اگر متعلق به یک آمریکایی باشد.وقتی می شنیدم که نوروز را تنها بخشی از فرهنگ نام آور ایرانی می خواند و یا حتی پیشرفت جامعه ی آمریکایی را با توجه به نقش آمریکاییان ایرانی تبار می سنجد؛به خود می بالیدم.اوباما از آشتی ملت ها گفت و از امیدواری های مشترک.به گمان من حتی رویای دنیایی بدون مرز هم زیباست و چنین رویا و تصوری با پیام های تبریک وطنی برای من یکی که شکل نگرفت.
پی نوشت۳:به سال ۱۳۸۸ فوق العاده خوش بین و امیدوارم.بی دلیل!!
پی نوشت ۴:بعضی وقت ها بعضی چیزها را به دیگران نمی توان ثابت کرد؛هر چند مثل روز برای خودت روشن باشد.
پی نوشت ۵:بازگشتت زیبا بود…!
پی نوشت آخر:بعضی از جملات پی نوشت اول برای وبلاگ یکی از همین آرش هاست که متاسفانه آدرسش را گم کرده ام؛وگرنه لینکش را می گذاشتم.

۲۱ نظر

آ / ففروردین ۷م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۰۴ ب.ظ

سلام
عیدت مبارک. درباره امید زیبا نوشته بودی
اینم شوخی عید شما: آره بابا! امیدت رو از دس نده! ان شاا… امسال خونه شوهر! برم هم که گشته!!!! بازگشتش هم که زیبا بوده!!! به به!! بزن مطرب!
دعوت می کنیا نانجیب!

کیهانفروردین ۸م, ۱۳۸۸ در ۷:۳۷ ق.ظ

nv,n
درود
متاسفم که به حای تبریک سال نو باید تسلیت درگذشت دوستت را بگم
ولی خوب زندگی شاید همین باشد!!؟

سعیدفروردین ۸م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۵۲ ب.ظ

سلام. سال نو مبارک و عید نوروز. به امید سالی بهتر هرچند هر سال همین موقع همین را میگویم و همان سال دقیقا هیچ اتفاقی نمی افتد! چه کنم؟ آدمی است و امیدش…

هامونفروردین ۸م, ۱۳۸۸ در ۳:۳۴ ب.ظ

سلام خوبین ؟…..سال نوت مبارک…..هر چند به قول خودت نوروز بوی مرگ میدهد و سیاهتر از هر سال ……ولی باز هم نوروز و میشه خندید همین که خیلی خوبه خودش …….پس بازم امیدواریم بازم سعی میکنیم بریم جلو و با همدیگه……از اینکه تپش نگاه میکنی هم خیلی خوشحالم…..

آرمان آریاییفروردین ۹م, ۱۳۸۸ در ۱:۵۰ ق.ظ

دوست عزیزم امیدوار باش که امیدواران همیشه پیروزند…به امید فردای روشن برای من،‌ تو و تمام مردم دنیا

دیوونهفروردین ۹م, ۱۳۸۸ در ۶:۳۹ ق.ظ

سلام. سال نو مبارک. آن یکی ، آن یکی است دیگر! یار غار خسرو کی بود؟ یادت نمیاد.

دیوونهفروردین ۱۰م, ۱۳۸۸ در ۶:۳۰ ق.ظ

لبخند.

کلاغ قارقاریفروردین ۱۱م, ۱۳۸۸ در ۹:۰۲ ق.ظ

سلام و عرض ادب
مطلب آخرتون تاثیر گذار ، روان و شیوا بود…
امیدوارم همیشه شاد و سلامت باشید
بگذرد این روزگار تلخ تر از زهر…
قارقاری

محمدفروردین ۱۳م, ۱۳۸۸ در ۷:۱۵ ب.ظ

سلام.نحوست چنان دامنگیر است که با لوبیا پلو خوردن در دامن طبیعت فقط می شود تاریخ استفراغ را به تاخیر انداخت.نه سیمن جان نشستم و سیر سیگار کشیدم.ببخش بی معرفتیهای این روزها رو.ما بهر حال ارادتمندیم.

پیامبر دیوانهفروردین ۱۳م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۰۰ ب.ظ

سلام سیمین عزیز
باز هم همان کلیشه‌ی همیشگی: سال نو مبارک!
متاسفم که اینقدر دلسردم. و بد حرف می‌زنم. تو به بزرگواری خودت ببخش. اما دیگر لبخندی در دلم نمانده تا بردارم ضمیمه کنم به گوشه‌ی لبهایم.
مرگ یارانمان، غم و غصه‌های زمانه، بداحوالی دوستانم، فرار رفیقم برای دور بودن از سرباز گمنام‌ها و خیلی چیزهای دیگر این روزها مدام جلوی چشمم رژه می‌روند. خنده‌ای هم اگر باشد دروغی است. با تو رودرواسی ندارم که. بگذار راستش را بگویم؛ خنده‌ای نمانده برایم.
با این همه از صمیم جان و عمق وجودم آرزومندم سال پیش رو، از ناملایمات و کژی‌ها تهی‌تر شود برای تو و عزیزانت. لبخند گوشه‌ی لب‌هایت باشد.
باز بگذار بی رودرواسی باشم و بگویم که حضورت و بعد این سطرهایت چقدر آرامش بخشیدند به من، چقدر امید را به خاطرم آوردند. دوست ندارم بیش‌تر از این در این باره بگویم که نه سطرهای بسیار توانایی بیان احساسم را دارند و نه شاید خوشآیند باشد پرحرفی‌ام.

سپاس! سپاس بیکران سیمین عزیز!
دیر زی شاد!
تا آزادی ایران و ایرانی!

پیامبر دیوانهفروردین ۱۴م, ۱۳۸۸ در ۶:۳۷ ق.ظ

البته من پس از حدود سه ماه به روز کردم

آرزومندم سال پیش رو برایت از ناملایمات تهی‌تر باشد و ثانیه‌ها را با لبخند پر از امید در کنار عزیزانت سپری کنی!

تا آزادی ایران و ایرانی!

گِلفروردین ۱۴م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۲۵ ب.ظ

درود بر سیمین گرامی دوست فرهیخته
به روزم و منتظر نظر نغز شما

گِلفروردین ۱۴م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۲۸ ب.ظ

ببخشید حواسم نبود
اول تبریک سال نو هرچند دیر
دوم تشکر از لطف شما
سوم امید وارم همیشه شکیبایی شما را کم داشته باشد
نه شما شکیبایی را
و در آخر هم غم مخور که زندگی به از این خواهد شد

لیلافروردین ۱۹م, ۱۳۸۸ در ۷:۱۰ ق.ظ

سلام سیمین عزیز
عید نوروز حداقل غنیمتی است که کمی از فضای همیشه عزادار فضای رسانه ای ایران فاصله گرفت خدارو شکر امسال محرم و صفر هم تمام شده بود هیچ فلسطینی هم کشته نشد در حرمین شریفین هم بمبی منفجر نشد خوشبختانه مصادف با ایام شهادت هیچکدام از ائمه نبود خوب دیگر بقیه امورات مهم نیستند از برزگان و سروران کسی هم به رحمت ایزدی نپیوست و همه اینها دلیل کافی برای شادی ما هستند و اینکه چه بر سر میر صیافی آمده باشد و کی در زندان باشد و… به ما ربطی ندارند معیار شادی و غم ایرانی را همانهایی تشکیل می دهند در اول اشاره کردم
نوروزت مبارک باشه

سیاوش - سبک مردهفروردین ۲۱م, ۱۳۸۸ در ۴:۲۷ ب.ظ

ادبیات را با تسلیحات جنگی ات بکش!
شراب هفت هزار ساله را یک شب به دور ریز!
آن کس که شیطان هفت کیهان است
به از آن کس که خدای پوچان است!

جغدی در انتهای کوچه، بی هدف، بی تفکر
جغدی در انتهای کوچه، از جنون زار می زند…

مروارید عرفانفروردین ۲۱م, ۱۳۸۸ در ۶:۳۸ ب.ظ

سلامی چوبوی خوش آشنائی به دوست عزیز و مهربونم [گل]

خوشحال از حضور پرمهرت و شرمنده از تاخیر [خجالت]

برایت سالی سرشار از شادی و سلامتی ،

از درگاه ایزد منان آرزو دارم و امید که لحظه ، لحظه زندگیت

همراه با این دو موهبت الهی باشد !

بروزم و انتظارت را دارم !

همواره دلت شاد و لبت خندان باد !

[لبخند][قلب]

حقیقت تلخفروردین ۲۵م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۲۶ ق.ظ

سیمین عزیز ما انگار فیلتر شدیم ..
چه کنیم .. بدون سازماندهی و تک تک تخم سخن پراکنی .. نمی شود با مافیای بازار رانت خواری و اقازاده بازی و صیغه بازی و علم و دانش بازی در حجره بازار و فقر و بیکاری و فلاکت بازی و فیلم سازی از فقر ایجاد شده بدست خودی ..و…در افتاد ..

گنجشکک اشی مشیفروردین ۲۶م, ۱۳۸۸ در ۱:۲۲ ب.ظ

دورود /

سیمین عزیز عید شما هرچند با تاخیر مبارک . روزگار نو مبارک و امید که
سال پیش رو حاوی بهترین خاطرات باشه برای تو و خانواده و همه عزیزان .
عذر می خوام که گرفتاری های زیاد دورم کرده از سرزدن مرتب اما هر وقت
که فرصتی بشه میام و می خونم تا از روزگار من و ما عقب نیفتم .
قبول دارم که جامعه وبلاگی سال نوی خوبی رو شروع نکرد اما امیدوارم
در ادامه بهتر باشه برای همه ما .
در ضمن از وبلاگ من میتونی متصل بشی به وبلاگ آرش

وقت خوش ./././././././././././././././././././.

هامونفروردین ۲۸م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۰۷ ب.ظ

سلام خوبین ؟……قصد آپ کردن ندارین ؟

یک پیرو از جنس احساسفروردین ۳۰م, ۱۳۸۸ در ۹:۲۳ ق.ظ

درودی سبز
شاید باورت نشود اما می دانستم که امید هم می رود وقتی می دیدم مادرم با حس مادرانه اش برای دربند شدنش می گرید … و او رفت و …
اشک و آه سودی نبخشید …
سیمین عزیزم کاش امسال آنگونه شود که دل مهربانت حس می کند … کاش

[pepero]محمد محسنیفروردین ۳۰م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۳۸ ق.ظ

سلام
۱-سال نو مبارک. گرچه دیر شده ولی خودت خوب میدونی که خیلی گرفتارم.
امیدوارم سال خوبی داشته باشیم همینطور که خودت گفتی که
میدونی امسال سال خوبی بی دلیل. حتما سال سقوط احمدی نژاد سال خوبی مطمئنم.

۲-واقعا خوشحالم از این که که بالاخره توانستم بیام این وب قشنگتو ببینم.حقیقتا غافلگیر شدم اصلا فکرش نمکردم برای کارت به این خوبی وقت بگذاری واقعا عالی وفوق العاده بود.البته وقت نکردم همه مطالبتو بخونم فعلا اولیش خوندم تا بقیش.

۳-امیدوارم توی تمام کارات موفق باشی و به تمام آرزوهات که بعضی هاش برای هر دومون مشترک برسی.

-از این که پیاممو میخونی مشکرم.بدرود

نظر شما چیست

نظر شما