رنگ رخساره خبر نمی دهد از سر درون!

خبر نمی دهد چرا که اگر این چنین بود با وجود شلوغی(ازدحام؟)بی حد نمایشگاه کتاب امسال،ملت ما بایستی بسیار مشتاق کتاب و کتابخوانی می بودند…


پی نوشت اول:مدتی قبل در کامنتی که پای یکی از پست های وبلاگ دوست خوبم محمد غزنویان گذاشته بودم،شاکی شدم که چرا در نوشته اش از لفظ اسکناس محترم استفاده کرده است…آدم که با خودش نباید رودربایستی داشته باشد،در مواقع نیاز(خصوصا وقتی مقروض باشی) اسکناس واقعا برای آدم محترم می شود هرچند که در اصل این چنین نباشد.
پی نوشت ۲:چقدر این روزها همه برای مملکتشان دل می سوزانند و هیچ کس هم به فکر پول و قدرت سیاسی نیست…
پی نوشت ۳:چقدر حسادت زشت است و چقدر نارفیقی زشت تر،مگه نه مینا؟!!
پی نوشت آخر:تنها تر از همیشه ام.احساس می کنم این روزها هیچ کس انتظارم را نمی کشد،حتی انتظار!

۷ نظر

حقیقت تلخاردیبهشت ۳۱م, ۱۳۸۸ در ۱:۰۴ ق.ظ

در سرزمین اباد سازی قبرستان ها
همه چیز بازار تجارت اسلامی
نوکیسه های دور بیت رهبریت
روزگار تقلید و پیروی از درگاه خلیفه
مرگ و تباهی امید و انتظار
دور از دست رس و انتظار نیست
تنها نیستی
در میان کله های تهی از خرد
تهی از چرخش خشن این چرخ گردون ..
می درخشی
در سایه همچو تویی ..
کوردلان مقلد هپروت … ارمیده اند

گِلاردیبهشت ۳۱م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۰۹ ب.ظ

درود
نمایشگاه؟!!!!
دو پست در مورد نمایشگاه و اتفاقاتش نوشتم نمیدونم خوندید یا نه
اما باز هم میپرسم
نمایشگاه کتاب؟!!!!!
بهتره بگوییم پیک نیک از نوعی دیگر
یا تفرح در قالب فرهنگی

گِلاردیبهشت ۳۱م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۱۰ ب.ظ

راستی تغییر قالب وبلاگ هم مبارک
خانه تکانی کردید

محمدخرداد ۳م, ۱۳۸۸ در ۶:۱۳ ب.ظ

منتظر نمون…نه کسی میاد بدر بزنه نه کسی معجزه ای میکنه.
تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز…

هامونخرداد ۳م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۴۰ ب.ظ

سلام…..خوب من که از وقت نمایشگاه به مصلا تبعید شده به تنهایی تحریمش کرد……چقدر این ۲ ساله دلم تنگ میشد برای خاطرات گذشته تو نمایشگاه…….این روزها البته تحریم هایی که میکنم خیلی بیشتر از همیشه شده البته باز هم به تنهایی ……..خوب تنهایی که برای من خیلی هم خوبه این روزها….میدونی چیه دلم میخواد ه کسی دوستم داشته باشه نه دلش برام تنگ بشه نه از روی علاقش برام کاری انجام بده…….ولی به هر کسی که میگم میگه آدم منزوی ای شدی به یه روانشناس خودتو نشون بده……در حالی که اصلا چنین نیست……

یاغیخرداد ۴م, ۱۳۸۸ در ۵:۳۷ ب.ظ

سلام.من تازه واردم و دفعه اول که مهمونتون میشم..البته من کم و بیش شمارو میشناسم(چون میدونم ادم کنجکاوی هستین خودمو معرفی نمیکنم!)
در مورد کتاب خوانی باید بگم باوجود این همه مشکلاتی که مردم ما دارن و کمتر کسی ارامش فکری داره این توقع زیادی که مردم ما کتابخون ترین مردم دنیا باشن.
۱)اسکناس همیشه محترمه.تقریبن همیشه داشتنش بهتر از نداشتنشه.
۲)اون که مسلمه!!!
۳)اخه مینا به چیه تو حسادت میکنه؟(شوخی کردم)
۴)با نظر محمد مخالفم.همیشه یه نفر هست که ……در ضمن بعضی وقتا احساس ادم درست نمیگه.
.موفق باشی

محمدخرداد ۶م, ۱۳۸۸ در ۱:۱۵ ب.ظ

تو هم به یاد داشته باش من همانی هستم که می بینی، بد یا خوبش را نمی دانم، اما بیا یکدیگر را رد نکنیم.

نظر شما چیست

نظر شما