زیر خط فقر خطی هست به نام خط کارگر!!
در حالیکه خط فقر ۸۰۰ هزار تومان اعلام می شود؛ شورای عالی کار حداقل دستمزد کارگران را ۲۶۳ هزار ۵۲۰ تومان تعیین می کند.این یک شانتاژ خبری نیست.اگر کمی چشم باز کنی عینا آن را در گوشه و کنار خواهی دید.چنین حقوقی یعنی ۳-۴ برابر زیر خط فقر! یعنی هرچیزی به جز زندگی.جز نفس کشیدن هوا خوردن…و اوضاع وقتی از این هم وخیم تر می شود که هر روز قوانینی جدید هم چون اخراج لازم الوقت کارگران، به نفع کارفرمایان تصویب شود و با این اوصاف کارفرمایان از اینکه راحت تر می توانند کارگران را اخراج کنند؛ خوشحال اند.
متاسفانه کارگران که خالق و پدید آورندگان پرتوان کلیه ی ابزار و تسلیهات و مایحتاج جامعه ی بشریت اند خود محروم ترن طبقه ای می باشند که علی رغم تلاش و زحمات طاقت فرسا هر روز بیش از پیش در تمام جهان به وسیله ی قوانین سرمایه داری و ضد انسانی استثمار شده و در محرومیت از امکانات و رفاهیات و آینده ای تاریک و نامعلوم به سر می برند.این درست همان تفاوت فاحش از مدرنیزم خواهی و انسانیت محوری تا بربریت است که بیانگر شکافی ست که ما روز به روز شاهد عمیق تر شدن آنیم.این مهر ننگینی بر تاریخ بشریت است که با نهادینه کردن فقر،هیچ گاه به جامعه ی کارگری که چرخ اقتصاد را به گردش درمی آورد؛بها داده نشده است.
اول ماه می درست ۱۲۳ سال از قیام کارگران نساجی شیکاگو که در سال ۱۸۸۶ میلادی رخ داد؛می گذرد.در چنین روزی که در پای تقویم های سراسر جهان”روز جهانی کارگر”خودنمایی می کند،یاد و خاطره ی کارگرانی که سال ها علیه بی عدالتی،فقر و بیکاری مبارزه کردند گرامی داشته می شود.روز تلاش برای ایجاد یک جامعه ی انسانی برای تمام انسان ها.و این روز یادگار تلاش آن هایی است که سال ها برای ایجاد یک جامعه ی عاری از ظلم و ستم کوشش کردند.
در تهران و در سال ۱۲۹۹ به این مناسبت نمایش عظیمی داده شد.آن روز در مسجد سپه سالار نمایندگان کارگران سخنرانی بسیار جدی تشکیل داده و آرزوهای خود را که ۸ ساعت کار و حفظ قانون اساسی و مشروطیت،از موارد برجسته ی آن ها بود اعلان کردند.
روز جهانی کارگر در حالی پاس داشته می شود که تنها در کشور خودمان حدود بیش از ۶ میلیون کارگر از امنیت شغلی و حمایت های لازم برخوردار نمی باشند.نبود اتحادیه ها و سندیکاها امید برای بهبود وضعیت کنونی توده ی کارگران را کمرنگ تر می کند.این در حالیست که حقوق صنفی از جمله حقوق انسانی ای به شمار می رود که در قالب نهادهای مدنی و قوانین عادلانه تحقق می یابد.باید این نکته را هم از نظر دور نداشت که هرچه ظرفیت های مدنی حکومت و جامعه بیش تر باشد و قواعد دموکراتیک برای خواست ها و حتی اعتراض ها و اعتصاب های صنفی بیش تر وجود داشته باشد نظم و امنیت جامعه از ثبات و پویایی بیش تری برخوردار می شود.

…کمی حقوق و نبود امنیت شغلی اما تنها مشکلات کارگران نیست.چند روز پیش بود به گمانم که انتهای کوچه ی خودمان کارگری پنجاه و چند ساله از ساختمانی ۵ طبقه و نیمه کاره سقوط کرد و چون بیمه و نتیجتا دیه ای در کار نبود حتی مراسم ختمش هم به سوت و کوری دیگر شب های خانه و خانواده اش بود.
پی نوشت اول:تیتر برگرفته از خبر”آژانس خبر ایران”است.
پی نوشت۲:دلارا هم در بین رنگ هایش گم شد.
پی نوشت۳:این روزها شاهین نجفی بد آدم را خراب می کند!
پی نوشت آخر:ممنون که اکانت به موقع ات موجب شد این پست به موقع بالا بیاد…
سلام
درود
راستش نوشته ات مرا به یاد آرمانهای دهه ۳۰-۴۰-۵۰ و همیشه تاریخ می ندازه!
….
نمی دونم دقیقن چه باید نوشت!آرم ….و پرچمهای سرخ……
به کجای این شب تاریک
بیاویزم قبای ژنده خود را
درود بر سیمین گرامی
خب این هم اوضاع مملکت ماست
اینجا فقط فقها حق اظهار نظر دارندکه به نظر ایشان تشکیلات کارگری عین کفر است
سندیکا ها سرکوب میشوند آن هم سندیکاها یی که از هیچ جا حمایت نمیشوند
و حالا آقای رئیس جمهور دم از طراحی اقتصاد جهانی میزند
مطلب به جایی بود مصادف با روز جهانی کارگر که انگار برای ایران وجود ندارد
مشتاق دیدار شما در نمایشگاه…
راستی من شما رو برای دسترسی بهتر به مطالب ارزشمندتون لینک کردم
از پنجره داشتم نگا میکردم .مرد دست هاش از شمردن درد میکرد پدر از کار کردن.همیبنطور که میخکوب برگه تو دستش شده بود دسته ی پولها رو تو کیسه ای سیاه گذاشت.و این بار به جای بازار راهی بیمارستان شد.
سلام
ممنون از نظری که در مورد شعر “روز جهانی کلمات” دادید.
یکی از بهترین حرف هایی که میشد بعد از این شعر زد.
دیدم که مطلبی درباره ی کارگران نوشتید.
فکر کنم جالب باشه قطعنامه ی کارگران ایران رو بخونید
همچنین اطلاعیه های کمیته ی برگزاری مراسم روز جهانی کارگر در تهران و گزارش سرکوب مراسم و دیگر اطلاعیه های مربوط به اون رو…
یکی از جاهایی که اینا رو کامل زده این بلاگ هست :
http://www.syndicanaghash.blogfa.com
همان اول ماه می ۱۲۳ سال پیش است که کارگر امروز نانش را می خورد..
اخر کارگرا یرانی لابد با هدایت حزب توده مخلص و چاکر اسلام ..که برود در مسجد سپه سالار .. سخنرانی کند .. نتیجه اش بعد از نود سال همین احمدی نژاد مخلص بسیج و بازار می شود و خط فقر در زیر سایه توده ای اکثریتی و ملی مذهبی و اسلام عزیز که همه هم مدعی دفاع از کارگرند .. گسترش می یابد ..
ما بعد از فیلتر شدن وبلاگ تازه ای زدیم .. بیایید ..
و زیر خط کارگر خطیست به نام معلمین ….به خصوص از نوع حق التدریسی……با ماهیانه ۱۰۰۰۰۰ تومان بدون بیمه…..و خیلی وقت ها نصف مبلغ حقوقشون صرف هزینه رفت و آمدشون میشه …..سالها همین وضعیت به امید استخدام رسمی که بعد از استخدام هم وضعیت خیلی تغییر نمیکنه……هر گوشه این مملکت مثل دیوارهای یه ساختمان کلنگی میمونه به هر گوشش که دست میزنی یا فرمیریزه یا ۱۰۰ عیب دیگه دهن باز میکنه….
سلام
هر یکی دوماه یه بار یه سرمی زنید و میرید تا دو ماه دیگه !!
در کل طرز فکرتون برام جالب و جذابه ، بخصوص که در این نقطه از جهان هستید و مهمتر از آن “زن” هستید سرمایه داری امروز تباهی انسانیت را نشانه گرفته است. چشمهای حریص سرمایه جز سود و باز هم سود، هیچ چیز دیگری را نمی بیند.
یه مجموعه سی دی تصویری در مورد “آشنائی با فلاسفه غرب دارم. دوست دارم یه نسخه اش رو بهتون هدیه بدم. تمایل داشتید آدرس بدید، بفرستم.
پیش از …
در پایین شهر
فقر پا به پای دیوارها میدوید
و در وسط شهر
پارک ها زیر خط نفت بودند
و در بالای شهر
دیوها به دور کاخ ها حصار می کشیدند
تا اینکه …شد
و زیر پاهای برهنه
خط فاصله شکست
و به ظاهر دیوارها فروریخت
پس از …
جنگجویان به جان هم افتادند
و نفاق
سر خلق را به باد داد
و تقدس
در میان خون و خاکستر
به تخت نشست
و پرده ی تماشاخانه بالا رفت
نمایش
با جنگ آغاز شد
و جنگ نشان داد که چگونه در مسیر آتش و دود
خرده دیکتاتورها رشد می کنند
و در پایان
زمانی که صلح دیکته شد
در سراسر شهرهای این سرزمین
بیرق های سیاه
به اهتزاز درآمدند
و
ردای سیاه علامت امپراتوری شد
اکنون
پس از ۳۰ سال
دیگر پایین شهر
در پای دیوارهای بلند بالای شهر
سقوط کرده است
و فقر با پای شکسته
آنجا در وسط شهر بی رمق افتاده است
سلام..والا حرفی نمیشه زد چی میشه گفت؟ آدم این تبعیض ها رو میبینه که هر روز بیشتر ملت رو زیر منگنه گذاشته..حرفی نیست…به امید فردای روشن برای من، تو و تمام مردم دنیا